ارتباط من با این مرد اینقدر رویای هست که واقعا تا حالا همچین حسی نداشتم. حسام زیاد نیست ولی بالغانه و قشنگه. خودش هم خیلی قشنگه. از وقتی باهاش اشنا شدم، مقادیر زیادی مهمونی و پارتی رفتیم. یه چیزی هست به اسم rave کردن. اینجوریه که موزیک house میگذارن و باهاش میرقصن. یه چند تا dj معروف داشتن میومدن که خیلی براشون ذوق داشت. گفت بیا با دوستام بریم، من اینجوری بودم که خیلی مطمئن نیستم از از این مدل اهنگها دوست داشته باشم ولی اون هی گف بیا و بهت قول میدم که خوشت بیاد. و واقعا خیلی خیلی زیاد خوشم اومد. یکی از بهترین تجربههای زندگیم شد. با اهنگها وقتی داشتیم میرقصیدبم، کلا از پشت بغلم کرده بود و میرقصید. خیلی قشنگ خودش رو با هم منطبق میکرد. من خوب میرقصم و اون هم از پشت، باهام همراهی میکرد. یک جوری ادم رو ناز و نوازش میکنه که باید بهش دکترای استفاده از دستها در نهایت لطافت رو بدن. دیشب هم رفتیم هالووین پارتی. یه مهمونی خیلی بزرگ بود که یه ایرانی ترتیب داده بود و در اصل تولدش هست که هر سال به فرم هالووین برگزارش میکنه چون مناسبت داره. همه خیلی زیاد تلاش کرده بودن که custome خفن بزنن و واقعا تقریبا همه، خیلی خوب بودن. هر جا میرفتیم، دست منو میکشید میگف دوس دخترمه، همه میگفتن چند وقته اومدی من میگفتم یه ماه :)))) یکی ازم پرسید اخی واسه دوس پسرت اومدی اینجا، گفتم نه اینجا اشنا شدیم و پشمای جفتمون ریخت :)))))
پشم ریزونیم داره. در حالت honeymoon period هستیم و منتظرم بیفتد مشکلها و اینها.
از فردا باز باید بکوب تلاش کنم، از اینجا خیلی خوشم اومده. واقعا میفهمم ملت چرا اینقدر سختی و پناهندگی و همه چی رو به جون میخرن که فقط اینجا باشن.