چغور پغور

می میریم و دیگه نیستیم. این خودش خیلی عجیبه.

دندونهامم دیدم ناخودآگاه دارم فشار میدم‌.

مامانم بهم گف یه کاری بکنین تو و داداشت. ببین همه دارن پیشرفت میکنن. حرف اش مثل تیری وارد مغزم شد و از اونور خارج شد.

۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان