اییش به خودم

یه اخلاق گندی دارم.یهو جوگیر میشم خصوصی ترین چیزامو واسه کس و نا کس رو میکنم بعد در کسری از ثانیه میگم که باز گوه اضافی خوردم.

امشب نیز همین اتفاق افتاد.

صرفا برای ثبت در تاریخ این پست نوشته میشود.باشد که عبرت گیریم.

۱۲ ۱۲
علی آقا:)
۲۱ آذر ۱۶:۳۹
همون غلط کردم، گوه خوردم شامل این کاری که منم میکنم
میشه
ان شا الله در راه راست قرار بگیریم

پاسخ :

از وقتی اومدم تو وبلاگم در موردش نوشتم،خیلی بهتر شدم.
شاید اقرار به این قضیه و جایی ثبت کردنش در ضمیر ناخوداگاه موثر باشه 🤔
انگور ...
۱۶ مهر ۰۰:۲۵
شت! منم همینطورم :|
چیکار کنیم اینطوری نباشیم؟ :|||

پاسخ :

خیلی مهمه هااااا
باید جدا یک فکری به حالش کرد :(
سرهنگ
۱۴ مهر ۲۲:۲۲
عالیه ! من ندارم . معمولا از نظر فیلم و سریال من دور و بریامو شارژ می کنم . تو برام یه پدیده ی کاملا جدیدی .

پاسخ :

چاکرم:))
اگه خواستی برات بیارم.
ــ یاس ــ
۱۴ مهر ۱۵:۱۲
آقا حالا یه اتفاق برعکس برا من میافته
نمیفهمم چرا و تحت چه شرایطی یهو ملت میان خصوصی ترین رازای زندگیشون رو برام میگن، ببین یعنی چندین بار اتفاق افتاده
مثلا یهو میریزه بیرون برام که اره شوهرم با فلانی بهم خیانت کرد و بعد فلان شد و فلان شد.
و فرداش همین حالت تو براشون اتفاق میافته، و یهو کمرنگ میشن، یعنی خودشونو ازم قایم میکنن که فراموش کنم یا فراموش کنن من میدونم =)) اقا خب چه وضعشه =))

پاسخ :

اااا پس الان شما جز دسته روبرویی من هستی که من میام رازامو بهشون میگم.خوب الان از دید اونا به خودم با خبر شدم یه جورایی :))
ببین خیلی اخه حس بدیه،اون لحظه که داری میگی اینارو به طرفت،گرمی اصلا نمیفهمی داری چه غلطی میکنی.یک ساعت بعد میفهمی چه گوهی خوردی:(((
را مگا
۱۴ مهر ۱۴:۴۷
علم باید اونقدری پیشرفت کنه در چنین مواردی دست خود به خود بلند شه بزنه تو دهن ادم

پاسخ :

راه حل تا الان این شد که شما میری یه دستبند میخری و هر دفعه خواستی حرف زیادی بزنی محکم کشو میکشی تا بخوره به دستت و هوشیار شی
خانم نارنج
۱۴ مهر ۱۳:۲۴
کش بستم دوردستم هربارخواستم زیادی حرف بزنم کشوکشیدم خورد رودستم خفه شم الان بدون کش آدم شدم:))

پاسخ :

چقدر جالببببببببببب
جدا منم میرم یه دستبندی،کشی چیزی میگیرن فقط واسه همین کار
Pary darya
۱۴ مهر ۱۲:۲۵
(((((: دقیقا منم

پاسخ :

خیلی بده
اه اه
پسر مشرقی
۱۴ مهر ۱۰:۱۵
تونستی دیگه این کار رو نکنی به منم یاد بده...

پاسخ :

نفس عمیق کشیدن و به این فکر کردن که ایا ادامه مکالمه کار درستی هست یا نه،شاید موثر باشه
tahi :D
۱۴ مهر ۰۹:۲۸
میدونی؟حل نمیشه به واشنا قسم 
یعنی هر ماه یه بار یه اتفاقی میوفته به خودم میام و گریه ام میاد
بعد میفهمم حالا چیزیه که شده فدای سرت
و باز دوباره -_-

پاسخ :

وای ادم کلی از دست خودش حرص میخوره..
کاش اگه تصمیم میگرفتیم این کارو نکنیم واقعا دیگه انجامش نمیدادیم :((
الی .
۱۴ مهر ۰۰:۵۷
منم بودم. ولی تا حدی الان کنترل میکنم. حواسم هس که حداقل سانسور شده بگم. قبل از گفتنش بگم نههههه وایسا دیگه نه! بحثو عوض کن زود. وگرنه به فنا میری الی! جواب میده معمولا.

پاسخ :

اوه چه خوب،این بحث عوض کردن هم نکته جالبی بود.
پس من به خودم میگم خاک تو سرت،زر نزن دیگه،اه اه!
صخره .
۱۴ مهر ۰۰:۲۷
من من من منمممم!

پاسخ :

وای خیلی بده :(((
خانم نارنج
۱۴ مهر ۰۰:۲۵
منم این مدلی بودم

پاسخ :

چی شد که تغییر کردی؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان