چغور پغور

می میریم و دیگه نیستیم. این خودش خیلی عجیبه.

دقیقا همون مشکل سابق با پیشینه 6 ساله.

مشکلات واقعی و غیر واقعی دارن خودشون رو نشون میدن و من این دفعه ریسک نمیکنم و میخوام برم پیش دکتر دیوونه ها. بس بود اون همه سال های سگ. این دفعه نمیخوام سگی شه. در نظر دارم حداقلش بدونم که میدونم یه مشکلی هست. نه اینکه بپذیرم مثل قبل که خوب من زندگیم گنده، خودم گندم، همیشه هم همین بوده و خواهد بود.

حالا نمیدونم اگه بگم میخوام برم پیش دکتر دیوونه ها، بهم میگن وای واسه چی؟

عادت کردن بیان بریزن سر من غصه ها و درداشونو چون قشنگ میبینم که خودخواهن. که میخوان تقسیم کنن غصه هاشون رو همیشه همیشه با تو و این خوبه ولی قرار نیست این کار رو برای تو کنن که این بده.

بنده سنگ صبورشون بودم و سنگ صبور نباید خودش مشکلی داشته باشه.

ای بابا، خیلی خودخواه شدینا.

        

                        

۱ ۲
هایـ تن
۲۶ آذر ۲۲:۵۳

منم اون روز این اطراف دنبال دکتر دیوونه‌ها گشتم چیزی پیدا نکردم حالا شما دکتر خوب پیدا کردی منم مشکلاتمو بدم با خودت ببر هزینه رو فیفتی فیفتی حساب می‌کنیم :)

پاسخ :

متاسفانه پیدا کردن دکتر خوب دیوونه ها خودش یک داستان مفصلی رو میطلبه و بعد از اون، بحث هزینهای قشنگ قشنگش
یه کاریش میکنیم حالا حتما
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان