چغور پغور

می میریم و دیگه نیستیم. این خودش خیلی عجیبه.

فردا یه روز جدیدهههههههه

گفته بودم یه سال نمیخوام با پسر جماعت باشم؟ اون کنسله آقا :)))))

باور نکردنیه :)))))) چرا اینجورم؟:)))))))))

بعد اینکه، هر روز یک فروپاشی خاک برسری داشتم، بعد به یه حالت عرفان گونه در یک جمله رسیدم. بعد یه دفعه خیلی خوشحال شدم‌.

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان